یافتن شغل مناسب


تاریخ نگارش: ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
نویسنده: ع.دیداری
دسته بندی: مطالب آموزشی
بازدید: 223

بی‌شک هر فردی ایده‌آل‌هایی از شغل ایده‌آل خود را در ذهن دارد که می‌تواند شامل میزان درآمد، همکاران، محیط کاری، مزایا، امکانات، میزان خلاقیت یا آزادی عمل در کار، امکان رشد و پیشرفت، پرستیژ اجتماعی و است. از سوی دیگر هر یک از ما توانمندی‌ها، مهارت‌ها، استعدادها، محدودیت‌ها و نقاط قوت و ضعفی داریم که ممکن است ضرورتاً به ایده‌آل‌های ذهنی ما در جهان واقع منجر نشوند.

بنابراین شاید نخستین گام برای آنکه بتوانیم شغلی را که دوست داریم پیدا کنیم، این است که پیش و بیش از هر چیز به دو سؤال جواب دهیم: نخست اینکه «من کیستم؟» و دوم اینکه «در چه محیطی زندگی می‌کنم؟»

در واقع یکی از سرچشمه‌های بسیاری از نارضایتی‌ها یا مشکلات شغلی ما این است که شناخت درستی درباره خود نداریم. این خودآگاهی شامل آگاهی از ویژگی‌های شخصیتی، استعدادها، نقاط قوت و ضعف خویش و اهداف و انگیزه‌های درونی است. اصولاً ما روی خود در این زمینه سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم و نسبت به خودمان کر و کوریم. از سوی دیگر به دلیل آنکه آگاهی کافی و وافی نسبت به اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم، نداریم، فرصت‌ها و تهدیدها را در نسبت با خودمان و اهداف‌مان نمی‌بینیم یا نمی‌توانیم آنها را به درستی ارزیابی کنیم، به مناسبات قدرت در اجتماع توجهی نداریم، واجد مهارت‌های اجتماعی نظیر توانایی رهبری، مهارت‌های مدیریت تغییر، مهارتهای تعاملی و ارتباطی با دیگران و همکاری با سایر افراد و مشارکت با آنها در فعالیت‌های تیمی نیستیم؛ در نتیجه نمی‌توانیم حضوری اثربخش در اجتماع و در موقعیت شغلی خود داشته باشیم و در نهایت نه تنها رضایت درونی و عمیق از شغل خود نخواهیم داشت بلکه احتمالاً در طولانی مدت درآمدی بسیار کمتر از آنچه انتظار آن را داریم، کسب خواهیم کرد.

 

چه شغلی برای من مفید است؟

برای پاسخ به این سؤال می‌توان به سه توصیف از شغلی که می‌توانیم داشته باشیم، اشاره کرد یعنی آن «شغلی که عاشق آن هستیم»، «آن شغلی که در آن عملکرد خوبی داریم» و «آن شغلی که درآمد بسیار خوبی دارد». این سه توصیف با یکدیکر همپوشانی‌هایی نیز دارند. به عنوان مثال ما می‌توانیم شغلی داشته باشیم که هم عاشق آن باشیم و هم درآمد خوبی در آن داشته باشیم بی‌آنکه در آن شغل عملکرد خوبی داشته باشیم. در واقع چنین شغلی بیشتر شبیه رؤیایی است که به واقعیت نخواهد پیوست.

همچنین می‌توان شغلی را تصور کرد که عاشق آن باشیم و عملکرد خوبی هم در آن داشته باشیم اما درآمد ناچیزی داشته باشد که احتمالاً در چنین شغلی اگرچه خوشحال خواهیم بود اما با فقر و بی‌پولی دست و پنجه نرم خواهیم کرد.

سومین حالت شغلی است که در آن عملکرد خوبی داریم و بابت آن درآمد خوبی هم داریم اما آن را دوست نداریم. در چنین شرایطی احتمالاً آدم پولداری هستیم که زندگی کسالت‌بار و خسته‌کننده‌ای را سپری می‌کیم و آن شور و شوقی که رضایت درونی برای‌مان داشته باشد، تجربه نمی‌کنیم.

در نهایت قطعاً همه ما در جستجوی شغلی هستیم که نه تنها عاشق آن باشیم، بلکه عملکرد خوبی نیز در آن داشته باشیم و پول خوبی هم از آن نصیب‌مان شود؛ اما، سؤال اصلی این است که چگونه می‌توانیم چنین شغلی داشته باشیم؟

در پاسخ به این سؤال نیاز است تا مراحل ذیل را دنبال کنیم:

خودت را بشناس و شور و شوق اصلی (معنای زندگی) خود را پیدا کن.

در واقع نخست باید چیزهایی را در وجود خود کشف کنیم که ما را تمام و کمال و از درون برمی‌انگیزانند، خواب را از چشمان ما می‌گیرند و فکر کردن به آنها مو به تن‌مان سیخ می‌کند و حاضریم با همه وجود و انرژی، برای تحقق یا به دست آوردن آنها تلاش کنیم. این اشتیاق سوزان و انگیزه ناب درونی، ربط مستقیمی به پول ندارد و بیشتر به آن چیزهایی مربوط  است که در لحظه لحظه زندگی، به ما احساس رضایت و عاقبت‌به‌خیری می‌دهد، حتا اگر به تمامی آنچه می‌خواسته‌ایم نرسیده باشیم. مثلاً اگر بهبود کیفیت زندگی افراد از طریق مربیگری یا آموزش، مرا برمی‌انگیزاند و فعالیت در این حوزه برای من رضایت و شادی واقعی در پی دارد، باید بکوشم فعالیت‌های خود را در همین حوزه متمرکز کنم.

دانش و مهارت‌های مرتبط با حوزه تمرکز خود در زندگی که به شور و شوق و انگیزه درونیت بال و پر می‌دهد، فراگیر.

با این کار در واقع شما خود را در موقعیتی قرار خواهید داد که می‌توانید شغلی داشته باشید که نه تنها عاشق آن هستید بلکه در آن شغل عملکرد خوبی هم دارید. بنابراین تا اینجا دست‌کم آدم خوشحالی هستید که هنوز درآمد چندانی ندارد.

و حالا نوبت سومین و آخرین گامی است که باید برداری؛ یعنی با کاری که عاشق آن هستی و مهارت‌های مرتبط با آن را نیز کسب کرده‌ای، پول خوب درآور.

خوشبختانه شما کاری را انجام می‌دهید که عاشق آن هستید پس تلاش بیشتر و صرف ساعت‌های بیشتر نه تنها برای شما رنج‌آور نیست بلکه از آن لذت هم می‌برید. از سوی دیگر مهارت‌های لازم را نیز کسب کرده‌اید و در نتیجه نگران آن نیستید که خرابکاری کنید یا عملکرد خوبی نداشته باشید. فقط کافی است کمی صبور باشید و به تلاش خود ادامه دهید. در لاک خود فرو نروید، شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید و با دیگران درباره شور و شوق‌تان در زندگی حرف بزنید، مهارت‌های خود را در عمل به آنها نشان دهید و فراموش نکنید که شما آماده‌اید تا با فرصت‌ها مواجه شوید و شانس ماندگار، فقط به سراغ آدم‌هایی می‌رود که خود را برای مواجهه با فرصت‌ها آماده کرده باشند.



اشتراک‌گذاری

نظرات

درج نظر جدید

captcha